خوب خوبسلام به خودمکه صدام داره میپیچه تو خلوتبا تاخیر به ۳۶ سالگی خوش اومدمخیلی خوش گذشتالبته بدم گذشتولی خوبیه من اینه که یادم نمیمونه چیگذشت شایدم بدیمهنمیدونمامروز روزه سختی بودغیر از اینکه روز اول پریودم بوددو سه تا خبر ناراحت کننده شنیدم و از طرفی یه بچه تقریبا ۳ ساله هم بهم زنگ زد هرچی از دهنش دراومد بهم گفتو قطع کرد بعدم پیغام داد که دیگه بهش زنگ نزنم جالب اینجاست که من زنگ نزده بودمآلودگی هوا زیاده ملت دود مخشونو گرفته نمیفهمن چیکار میکنناز اونور یه سری دیگه خلاف کاری کردن میگن حالا چیکار کنیماز اونور تر یکی دیگه با دوست دخترش دعواش شده شکایتو شکایت کشی میگه حالا چیکار کنماز اون یکی ور دل درد پریودی امانم را بریده از یه مقدار اونورتر فشار مدیر بالاسری که چرا بقیه زیرابشو زدناز کناره اونور ماشینمو تحویل نمیدنو هرچی پول داشتم دادم به اسنپو غیرهحالا هر کدوم از اینا فک میکنن به تنهایی برای من دغدغه ان در صورتیکه دغدغه اصلیه من اینه که نتونستم برای دکتری حقوق تجارت بزنم
برچسب:
نویسنده: کیانوش قاسمیپور
تاريخ: دوشنبه
29 آبان
1402 ساعت: 19:37